|
|
من گلی بودم رگ هر برگ لرزانم خزیده در شبی تاریک روییدم تشنه لب بر ساحل کارون پیکرم فریاد زیبایی سکوتم نغمه خوان لبهای تنهایی دیده گانم خیره در رویای شوم سرزمینی دور و رویایی که نسیم رهگذر در گوش من گفت افتابش رنگ شاد دیگری دارد عاقبت من بی خبر از ساحل کارون رخت بر چیدم در ره خود بس گل پژمرده دیدم چشم هاشان چشمه خشک کویر غم، تشنه یک قطره شبنم من به انها سخت خندیدم من گل پژمرده ای هستم چشمه هایم ،چشمه خشک کویر غم تشنه یک بوسه خورشید تشنه یک قطره شبنم نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386 ساعت 22:50 توسط سمیرا |
This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2007 all rights reserved